2) : « سئل الرسول (ص) اي الناس اشد بلاء؟.فقال الانبياء ثم الامثل بالامثل : يبتلي الرجل علي حسب دينه فان كان دينه صلباً اشتد بلاءه و ان كان في دينه رقه ابتلاه الله حسب دينه فما يبرح البلاء بالعبد حتي يمشي علي الارض و ما عليه خطيئته . رواه الترمذي و قال حسن صحيح : از رسول خدا (ص) سؤال شد كدام دسته از مردم شديدترين بلاها را دارند ؟ فرمود : پيامبران ، بعد از آنها به ترتيب درجه . انسان به اندازه ي قوّت دينداريش امتحان مي شود . اگر دينش محكم باشد بلايش شديد است . و اگر با نرمي همراه بود امتحانش نيز به اندازه ي دينداريش است . بلا پيوسته بر مومن وارد مي شود تا زماني كه انسان مسلمان بر روي زمين راه مي رود و گناهي برايش باقي نمي ماند .» .
تاكيد اين حديث بر تناسب امتحانات الهی با درجات ايمان ، بهانه ي كساني را كه مدعي سختي امتحانات الهي هستند ( به نحوي که غير قابل تحمل جلوه نمايد ) را رد می کند . از سوي ديگر اين فرموده بر انسان ساز بودن ابتلا و تدرّج كار خداوند در خالص كردن انسانها دلالت دارد .
3) : « ما يصيب المسلم من هم و لا غم و لا نصب و لا وصب حتي الشوكه يشاكها الا كفر الله بها من خطاياه _ رواه الترمذی و الحاکم : به مسلمان هيچ ناراحتي ، اذيت و رنجي نمي رسد حتي اگر يك خار در بدنش فرو رود مگر اينكه خداوند از طريق آنها گناهانش را پاك مي كند .» .
اين فرموده جنبه ي كفاره شدن مصائب را جهت گناهان غير مصرانه روشن می نمايد و از طرف ديگر نزول رحمت خدا بر بندگانش را اعلام مي كند . خدايي كه حتي در جريان امتحان ، كه به منظور روشنگري صدق و كذب ادعاهاي انسان مي باشد . رحمت خود را آشكار مي كند . يعني مصائبي را كه از طريق آن انسان مومن را آزمايش مي كند وسيله اي براي حذف گناهان غير مصرانه از نامه ي عملش قرار مي دهد .
4) : « الفتنه حصاد المنافق : امتحان درو كننده ي منافق است » .
همانطور كه قبلاً اشاره كرديم پايه هاي نفاق از طريق ابتلا و امتحان فرو مي ريزد و به اصطلاح ، ايمان ظاهري منافق ، تيري است كه تا هدف امتحان بُرد دارد و هيچگاه به آن ( سعادت دو جهان ) اصابت نخواهد كرد . به عبارت ديگر امتحان مانند صافي است كه منافقان هميشه و در هر حال بالاي آن می مانند و سوراخهاي تور آن بقدري ريز است كه اجازه ي عبور را به آنها نخواهد داد.
5) :« مثل المومن كمثل الزرع لاتزال الريح تميله و لا يزال المؤمن يصيبه البلاء _ رواه مسلم : مثال مومن مانند زراعت است كه هميشه باد بر آن مي وزد و آن را به اين طرف و آن طرف مي كشاند ( كه اين باعث محكميش مي شود ) مومن نيز حوادث روزگار او را به اين طرف و آن طرف مي كشاند و او را محكم مي كند » .
اشاره ي زيباي اين حديث به ريشه اي بودن ايمان ، عقيده ي اسلامي را از اتهام قشري نگري ( كه دامنگير اكثريت مكاتب بشري است ) مبرا مي كند . و بر اين مطلب تاكيد مي كند كه مصائب و گرفتاريها ( براي مومني كه ايمانش ريشه در توحيد دارد ) نه تنها او را نمي لرزاند بلكه به مثابه باد بهاري است كه درخت ايمانش را پر بارتر مي كند