ابن عباس رض ميگويد: دندانهاي پيشين آنحضرت اندکي فاصله داشتند؛ وقتي سخن ميگفتند، چنان مشاهده ميشد که گويي از ميان دندانهاي پيشين ايشان نور ميتابد! گلو و گردن آنحضرت به قدري زيبا بود که گويي گردن مجسمهاي برساخته از نقرة صاف و شفاف بود. مژگاني پرپشت داشتند، و ريش آنحضرت انبوه بود. پيشاني بلند و فراخي داشتند. ابروان آنحضرت به هم پيوسته و در عين حال متمايز از يکديگر بودند. بيني باريک و کشيدهاي داشتند، و صورت آنحضرت گوشتآلود نبود. از زير گلو تا ناف ايشان يک شاخه موي پرپشت کشيده شده بود، و جاهاي ديگر شکم و سينة آنحضرت موي نداشت؛ اما، دستها و شانههايشان پرموي بود. شکم و سينة آنحضرت در امتداد يکديگر بود. سينهاي پهن و عريض داشتند. کف دستانشان کشيده و پهن بود. مچ دستان و ساق پاهايشان کشيده و بلند بود. گودي کف پاهايشان زيادتر از حد معمول بود. درشت اندام و داراي اعضايي ورزيده بودند. هنگام راه رفتن پاهايشان را از روي زمين ميکندند، و به جلو متمايل ميشدند، و آرام و سريع راه ميرفتند
اَنَس رض ميگويد: حرير و ديبايي را نرمتر از کف دستان حضرت رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- در تمامي عمر لمس نکردهام، همچنين، هرگز بوي خوشي- يا: عطري؛ و به روايت ديگر: مُشک و عنبر- يا عطريات ديگر- را خوشبويتر از بوي رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- - يا: بوي خوش رسولخدا -صلى الله عليه وسلم- - استشمام نکردهام!؟
ابوجُحيفه رض ميگويد: دست آنحضرت را گرفتم، و بر صورت خويش نهادم؛ ديدم از برف و يخ خنکتر و از مُشک خوشبويتر است!
جابربن سَمُره رض از خاطرات کودکياش چنين باز ميگويد: آنحضرت با دستان مبارکشان گونههاي مرا لمس کردند؛ دستانشان آنقدر خُنک بود- يا: آنقدر خوشبوي بود- که گويي همان لحظه دستانشان را از طبلة عطار بيرون آورده بودند
اَنَس رض ميگويد: گويي دانههاي عرق آنحضرت مرواريدهاي تر بودند! اُمّسليم ميگويد: عرق بدن آنحضرت از هر مادة عطري خوشبويتر بود
جابر رض ميگويد: نبياکرم -صلى الله عليه وسلم- از هيچ گذرگاهي نميگذشتند جز آنکه همه ميفهميدند آنحضرت از آنجا گذشتهاند؛ از بوي خوش آن حضرت- يا اينکه گفته باشد: از بوي عرق بدن مبارک آن حضرت
ميان دو کتف آنحضرت مُهر نبوت مشاهده ميشد که به اندازة تخم کبوتر و همرنگ پوست بدنشان بود، و اين برآمدگي که شبيه يک مشت بسته بود، در قسمت بالاي کتف چپ آن حضرت قرار داشت، و مانند برآمدگيهاي گوشتي روي پوست بدن خالهاي متعددي داشت