رسولخدا -صلى الله عليه وسلم- از همه کس متواضعتر، و از تکبّر و نخوت از همه دورتر بودند. نميگذاشتند که افراد آنچنان که پيش پاي پادشاهان از جاي برميخيزند، پيش پاي ايشان از جاي برخيزند. بينوايان را سرکشي ميکردند، و با تهيدستان نشست و برخاست داشتند، و دعوت بردگان را اجابت ميکردند، و در ميان يارانشان همانند يکي از انان مينشستند. عايشه ميگويد: پاي افزارشان را خود تعمير ميکردند، و جامة خودشان را ميدوختند، و با دستان خودشان همانند يکي از شماها در خانة خودشان کار ميکردند. فردي از افراد بشر بودند؛ جامة خودشان را وصله ميزدند، و گوسفندشان را خود ميدوشيدند، و کارهاي شخصي خودشان را انجام ميدادند .
از همه کس، به عهد و پيمان پايبندتر و وفادارتر بودند. به صلة رحم بيش از همه کس ميپرداختند. بيش از همه به مردم رأفت و شفقت و مهرباني داشتند. در معاشرت و مؤدّي آداب بودن از همه نيکوتر بودند. از همة مردم نرمخويتر و خوشاخلاقتر، و از بداخلاقي و گرفتاري از همة مردم دورتر بودند. نه به صراحت و نه به کنايت دشنام نميدادند، بلکه عفو و گذشت پيشه ميکردند. نميگذاشتند کسي پشت سر ايشان راه برود، و هرگز در خوراک و پوشاک براي خودشان نسبت به غلامان و کنيزانشان امتياز قائل نميشدند. به خدمتکارانشان خدمت ميکردند، و هرگز سخني تلخ با خدمتکارانشان نميگفتند، و هيچگاه بخاطر انجام دادن يا انجام ندادن کاري آنان را سرزنش نميکردند. بينوايان را دوست ميداشتند، و با آنان نشست و برخاست داشتند، و در تشييع جنازة آنان شرکت ميجستند، و هرگز بينوايي را بخاطر بينوايي و ناداري کوچک نميشمردند. در اثناي سفري، بنا را بر آن گذاشتند که گوسفندي را براي تهية غذا تدارک کنند، يکي گفت: کشتن گوسفند با من!؟ ديگري گفت: پوست کندن گوسفند بامن؟ سومي گفت: پختن گوسفند با من!؟ آنحضرت نيز گفتند: گردآوري هيزم هم با من!؟ گفتند: ما اين کار را خودمان انجام ميدهيم!؟ آنحضرت فرمودند:
(قد علمت أنکم تکفوني، ولکني أکره أن أتميز عليکم، فإن الله يکره من عبد أن يراه متميزاً بين أصحابه)
«ميدانم که شما اين کار را خودتان ميتوانيد انجام بدهيد؛ اما خوش ندارم که با شماها فرق داشته باشم!؟ زيرا، خداوند خوش ندارد که ببيند بندهاش در ميان ياران خود به گونهاي رفتار ميکند که با آنان فرق داشته باشد! برخاستند و هيزم جمع کردند».
اينک، سررشتة سخن را به دست هند بن ابي هاله بدهيم تا رسولخدا -صلى الله عليه وسلم- را آنچنان که ديده است براي ما توصيف کند، هند ضمن گزارش مفصلي از رفتار و کردار پيامبراکرم چنين ميگويد:
رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- هميشه اندوهگين، و همواره در حال انديشيدن بودند. هيچگاه آسايش نداشتند، و هرگز بيهوده سخن نميگفتند. سکوتهاي طولاني داشتند. سخنان خود را از آغاز تا انجام با تمامي فضاي دهانشان ادا ميکردند، و با گوشة دهان سخن نميگفتند. سخنانشان همواره عبارت از کلمات جامع (جوامع الکلم) بود، و کلام آنحضرت قول فصل بود؛ نه افزوني داشت و نه کاستي. خويي معتدل داشتند؛ نه درشتي ميکردند، و نه خود را خوار و خفيف ميکردند. نعمت خدا را هرچند کوچک بود، بزرگ ميداشتند. هيچ چيز را نکوهش نميکردند. خوردنيها و نوشيدنيها را نه نکوهش ميکردند و نه ستايش. هنگامي که حق مورد تعرّض قرار ميگرفت، هيچکس ياراي مقاومت در برابر خشم و غضب ايشان را نداشت تا وقتي که از آن حق پشتيباني لازم را به عمل آورند. به خاطر خودشان هيچوقت خشم نميگرفتند؛ و از روي سماحت، هرگز براي خويشتن انتقام نميگرفتند. هرگاه ميخواستند اشاره کنند، با تمامي کف دستشان اشاره ميکردند، و هنگامي که ميخواستند اظهار شگفتي کنند، دستشان را پشت و رو ميکردند. هرگاه به خشم ميآمدند، روي برميگردانيدندا، و به روي خودشان نميآورند. غالباً خنديدن آنحضرت تبسم بود، و هرگاه بسيار شادمان ميشدند، چشمانشان را فرو ميهشتند، و قطرات اشک شادي همچون دانههاي باران از زير پلکهاي آن حضرت سرازير ميشد.
گرفته شده :از سایت محمد رسول الله ص