ابوبکر، رض هرگاه که آنحضرت را ملاقات ميکرد، ميگفت:
|
امين مصطفي بالخير يدعو |
|
کضوء البدر زايله الظلام |
امين و برگزيدة خداوند است، و همگان را به نيکي فرا ميخواند؛ همانند ماه شب چهارده که تيرگي و تاريکي يکسره از آن فاصله گرفته است!؟
عُمر بن خطاب رض نيز، هرگاه از آنحضرت ياد ميکرد، به اين شعر زهير که دربارة هَرِم بن سِنان سروده است، استشهاد ميکرد:
|
لو کنت من شيء سوي البشر |
|
کنت المضيء لليلة البدر |
اگر تو از شهر و ديار دِگري جز جهان بشر ميبودي، بيشک تو ماه شب چهارده و روشنايي بخش شبهاي مهتابي بودي!؟
آنگاه، ميگفت: رسولخدا -صلى الله عليه وسلم- اين چنين بودند!
نبياکرم -صلى الله عليه وسلم- هرگاه خشمگين ميشدند، چهرة ايشان گلگون ميگرديد، آن چنان که گويي روي گونههاي ايشان دانههاي انار را فشردهاند!؟
جابربن سَمُره رض ميگويد: ساقهاي پاي آنحضرت زمخت و فربه نبود، و هيچگاه خندة ايشان از حدّ تبسّم نميگذشت، و چنان بود که هرگاه به ايشان مينگريستي، ميگفتي: چشمانشان را سورمه کشيدهاند، اما سورمه نکشيده بودند!
عمربن خطاب رض ميگويد: دندانهاي ايشان از همهکس نيکوتر و زيباتر بود.
بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید
امّ مَعبَد خُزاعي، رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- را که در مسير مهاجرت از مکه به مدينه از کنار خيمة او گذشتند، براي شوهرش چنين توصيف ميکند:
زيبايياش چشمگير بود، سيمايش نوراني و چهرهاش درخشنده؛ و مردي خوشاخلاق و نيکسيرت بود. اندامش را بزرگي شکم يا بزرگي سر معيوب نگردانيده بود. کوچکي سر نيز اندامش را نامتناسب نساخته بود. خوشاندام و خوشروي بود. چشماني سياه و مژگاني بلند داشت. صدايي گرم و گردني افراشته داشت. چشماني گيرا و سورمه کشيده، ابرواني مانند کمان داشت که در عين حال به هم پيوسته بودند. گيسوانش سياه فام بود. وقتي سکوت ميکرد، وقارش دو چندان ميشد؛ و چون لب به سخن باز ميکرد آراستگي و مهابتش افزون ميگرديد. از دور، زيباترين و خوشسيماترين مردم به نظر ميآمد؛ و از نزديک، نيکوترين و شيرينترين مردم جلوه ميکرد. گفتارش شيرين و دلچسب بود. به اندازه سخن ميگفت؛ نه کم و نه زياد، و چنان بود که گويي گفتارش رشته هاي مرواريد و گوهر بودند که سرازير ميشدند. ميانه بالا بود. نه کوتاهي قدش اندام او را از چشمنوازي باز ميداشت، و نه بلندي قامتش قد و بالاي او را از دلانگيزي ميانداخت. شاخهاي سبز و پرطراوت بود که درميان هر دو شاخة ديگري که قرار ميگرفت، از هر سه متناسبتر، و از هر سه نيکومنظرتر بود. همراهاني داشت که پيرامونش حلقه زده بودند؛ هرگاه سخني ميگفت، به سخنش گوش جان ميسپردند، و هرگاه فرماني صادر ميکرد، از جان و دل فرمانش را ميبردند. همه گوش به فرمان، و همگان پيوسته طالب ديدارش بودند، و همواره پيرامونش گرد ميآمدند. هيچگاه چهره درهم نميکشيد، و هرگز کسي را تحقير نميکرد و کوچک نميشمرد
بقیه در ادامه مطلب
زبانشان را جز براي اظهار آنچه به ايشان مربوط ميشد، در کام نگاه ميداشتند. يارانشان را با يکديگر مأنوس ميگردانيدند، نه آنکه آنان را از يکديگر دور سازند. بزرگان هر قوم و قبيلهاي را بزرگ ميداشتند، و زمام امور مردم را به دست خودشان ميدادند. همچنين، مردم را از درگيري با آنان برحذر ميداشتند، و خود نيز از آنان پرهيز ميکردند، بدون آنکه بديهاي آنان را بپوشانند.
از يارانشان دلجويي ميکردند، و دربارة آنچه در ميان مردم ميگذرد از مردم سؤال ميکردند. کارهاي نيکو را نيکو ميدانستند و تصويب ميکردند، و کارهاي نکوهيده را نکوهيده ميدانستند و زشت ميشمردند. در همه کار اعتدال را پيش ميگرفتند، و هيچيک از دو جانب افراط و تفريط را نميگرفتند. هيچگاه از هيچ چيز غفلت نميکردند، مبادا که يارانشان غفلت کنند يا خسته شوند. در همه حال آماده بودند. در ارتباط با حق، نه کوتاه ميآمدند، و نه از آن در ميگذشتند و نه به غير آن عُدول ميکردند.
کساني که با آن حضرت حشر و نشر بيشتري داشتند، نيکان و خوبان مردم بودند. و برترين مردم نزد آنحضرت آن کسي بود که خيرخواهتر از ديگران باشد، و بالاترين منزلت را نزد آنحضرت آن کساني داشتند که همدردي و همراهي بيشتري با ايشان داشتند.
خود ايشان از فرط شرم و حيا چشمان خويش فروهشته نگاه ميدارند، ديگران نيز تحت تأثير هيبت و ابهت ايشان چشمهايشان را فروهشته نگاه ميدارند! با اين ترتيب، کسي جرأت نميکند که با ايشان سخن بگويد، مگر هنگامي که تبسم روي لبانشان نقش ميبندد!؟
پيامبر بزرگ اسلام، عادلترين مردم، پاکدامانترين مردم، راستگوترين و صريحاللّهجهترين مردم، و امانتدارترين مردم بود. بر اين مطلب، هم نزديکان و دوستان آنحضرت تأکيد و اذعان داشتند. پيش از مبعوث شدن به پيامبري، ايشان را امين ميناميدند، و پيش از ظهور اسلام درعهد جاهليت براي فصل خصومت به ايشان مراجعه ميکردند. ترمذي از علي روايت کرده است که ابوجهل خطاب به آنحضرت ميگفت: ما شخص شما را تکذيب نميکنيم؛ بلکه چيزهايي را که آوردهايد تکذيب ميکنيم! به همين مناسبت، خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود:
﴿فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ﴾
«زيرا که اينان تو را تکذيب نميکنند، بلکه اين ستمکاران در برابر آيات خدا انکار و جُحود ميورزند!»
هراکلتيوس وقتي از ابوسفيان پرسيد: آيا پيش از اينکه اين مرد چيزهايي را که گفته است بگويد، او را به دروغگويي متهم ميکرديد؟ ابوسفيان گفت: نه!
وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
نبياکرم -صلى الله عليه وسلم- از جهت شيوايي بيان و رسايي سخن از همگان متمايز بودند، و از اين حيث جايگاهي والا و پايگاهي غيرقابل انکار داشتند. از سلامت طبع، اصالت سخن، قاطعيت گفتار، درستي مضامين، و دوري از تکلف برخوردار بودند. جوامع کَلِم در اختيار آنحضرت بود، و حکمتهاي بديع به ايشان ارزاني شده بود، و به زبانهاي گوناگون رايج در جزيرهالعرب آشنا بودند. با مردم هر قبيله به زبان خودشان سخن ميگفتند، و با هر طايفه از آنان به لهجة خودشان گفتگو ميکردند. بديههگويي و حاضرجوابي باديهنشينان، و لفظ قلم و نطق و بيان شهرنشينان را با هم يکجا داشتند؛ و در کنار همة اينها از تأييد الهي و سرچشمة وحي نيز برخوردار بودند.
بقیه در ادامه مطلب
اللهم انی اعوذبک من الهم و الحزن و اعوذبک من العجز و الکسل و اعوذبک من الجبن و البخل و اعوذبک من غلبة الدین و قهر الرجال .
ای الله : به تو پناه می آورم از غم و اندوه و به تو پناه می آورم از ناتوانی و تنبلی به تو پناه می آورم از بزدلی و بخیلی و به تو پناه می آورم از غلبه وام و تسلط مردم (طلبکاران )
فضیلت : هر شخصی به هنگام صبح این دعا را بخواند الله تعالی تمام غم هایش را دور و قرض هایش را اداء می نماید البته دعا با صدق دل خوانده شود .